جمعه صبح از سایت ریباکس چندتا کتاب نازنازی سفارش دادم.
شنبه غروب پیام اومد که فردا پیک میاد جهت تحویل و این داستانا ...
یکشنبه اصلا دلم نمیخواست کاری کنم..فقط میخواستم بشینم جلوی در تا آقای پیکی دوستای جدیدمو بندازه بغلم...اما خب دقیقا همون موقع که رفتم اتاقم یچیزی بردارم پیک اومد و داداشم کتابا رو گرفت.
دقت کردید اکثر مواقع نمیشه کتابا رو خیلی راحت و خفن باز کرد؟حتما باید با چاقو بیفتی به جون چسبای رو جعبه و اون پلاستیکی که دورشون بستن!
اومدم دونه دونه یلام احوال پرسی کنم با رفقا که دیدم عه این کیه این چیه داداش تو از کجا پریدی وسط سفارشام؟ نگو این طفلکی یه کتاب شعر گوگول مگوله که اشتباهی جای انجمن شاعران مرده گذاشتن اون بین فرستادن... رفتم از سایت شمارشونو برداشتم زنگ زدم..یه خانم با صدای خیلی ناززززز جواب داد و گفتم چیشده..خانمی یه شماره دیگه داد گفت عکس کتابو و شماره سفارشو بفرستید پیگیری کنم.
منم فرستادم و یکم بعد زنگ زد گفت اگه منزل هستید تا دوساعت دیگه پیک کتابتون رو میاره لطفا بگیرید و کتاب اضافه رو تحویل بدید.
همین شد که خانمی خوش صدا گفت..اون بچه طفلکی رو روونه جایی که بود کرذم و بچه خودمو تحویل گرفتم . فعلا نمیخوام این کتابارو شروع کنم ، دو سه تا کتاب از دوستام امانت گرفتم قبلا ،اونارو که خوندم میام سراغ این قشنگ ها :)
پ.ن: کتاب شعر جالبی بنظر میومد..گذری که نگاهش کردم خوشم اومد شاید بعدا خودم برم سراغش
