W-log... Taghalooob😱

جونم براتون بگه که

سلاامم خوبید؟ روزای آزمون های مهم ورودی به مقاطع بعدی تحصلیه و قلبا برای همتون بتونید نتایج خوب و خفنی بگیرید و ازتون شیرینی بستونیم XD

خب این روزا کلی امتحان دادم _که تا الان دوتاشو افتادم و پنج صدم با مشروطی فاصله دارم👀_ امتحان دیروز که اخلاق اسلامی بود. 

استاد گرامی اخلاق از اول ترم دهن مارو با حضور غیاب سرویس کرد و آخرش گفت غیبتاتون ب...👀

ازونجایی که خیلی وقته ننوشتم یادم رفته کجوری آب و تاب ماجرا رو زیاد کنم پس میرم سره اصل مطلب =|

منو دوتا از دوستام با یکی از ترم بالایی های خودمون تو یه کلاس افتادیم که من اخرین صندلی ردیف کنار دیوار و یکی از دوستام ردیف بغلی نه بغلیش ک جلوش ترم بالاییمون و جلوی اون دوست دیگم نشسته بود. 

مراقب برگه های سوال رو ک داد گفت میرم ببینم پاسخنامه دارید یا تو همین جواب بدید که تا برگشتنش همه از فرصت استفاده کردن جوابا رد و بدل شد. برگشت و پاسخنامه داد و ما شروع کردیم نوشتن و اون جلوی در وایساده بود. 

هی میرفت ییرون و میومد و اون بین ی چیزایی میرسوندیم بهم. دوتا دوستام سریع پر کردن و بلد شدن رفتن و من دوتا سوال رو مونده بودم (کلن 6تا سوال هرکدوم 3نمره) 

ترم بالایی (بابا اسمش نازنینه دیگه چیه هی سونبه سونبه 🙄) بهم گفت سوال 4 سوال 4 و هرجی بلد بودم گفتم بهش و منم گفت 3، 3 اونم گفت. سوال بعدیو که پرسید تا اومدم بگم مراقب اومد تو و زل زد به چشمام که ناخودآگاه لبخند ژکوند زدم و اونم یه ژکوند تحویلم داد. رفت سمت نازنین و گفت برو صندلی بغلیش بشین و نازنین عین جت پرید رو این صندلی و منم عملا برگه رو گذاشتم رو دسته صندلیش و از روش همه رو نوشت. 

برگه رو که گذاشتم رو میز مراقب تا اومدم بیام بیرون عین گیجا رفتم سمت راست که در کلاس بغلی بود و مراقبمون گفت مهندس سمت چپ برو😂 تا از جلو چشمش دور شم نتونستم از فشار خنده نفس بکشم😂

حالا

فردا یه امتحان داریم ک اخریه و درواقع ما اینو عقب انداختیم...اما برای اینکه آموزش گیر نده ما اون روزی ک تاریخش بود همه رفتیم امضا کردیم برگه حضور رو و سوالا رو دیدیم.. سوالای ترم های پیش هم ک دیدیم کلن همیشه 5تا سواله که 3تاش هرترم تکرار میشه. حالاا.. حالااا این استاد دیروز خبر داذ ک ما میتونیم با گوشی و جزوه سره امتحان بریم و برگای همه ریخته که نکنه بخواد سوالارو عوض کنه یچیز سخت بده یااا نکنه میخواد ما راحت پاس شیم با نمره بالا؟! (مخصوصاً اینکه سره میانترم نصفمون تو یه کلاس دیگه با مراقبی بودیم ک نشد تقلب کنیم و ریدیمم😬)

حالا نظر شما چیه؟! 

۲۷ ✉

بدون عنوان

دلم تنگ شده

خیلی وقتا رو مخ ان

امتحان ها رو گند زدم 

دلم میخواد یه سفر درست حسابی برم

ای خدا:")

I know have to play.. I know this game 🎵

۱۴ ✉

Stop, 이름은 버려!!!

چالش  ROVER رو دیدید دیگه؟!

خب حالا موقعیت رو شرح میدم:

شفا با دیدن کوه ظرف ها چشم هاشو میگردونه و با گوشی اهنگ پلی میکنه، بعد دستکش ظرفشویی رو برمی‌داره و آماده ظرف شستن میشه. درحالی که آهنگ البوم جدید کای روور پلی شده میخونه و یکم قر میده که در خونه رو میزنن و میدونی بابای گرامه!

میری درو باز میکنه و وقتی بابا اومده تو یهو میبینه رسیده قسمت چالشه اهنگ پس اشاره میکنه و با کای میخونه:

Stop, 이름은 버려

Mr. Rover rover rover 

I'm coming over over over

Call me rover rover rover

I'm coming over

이름은 버려, "Mr."

멋대로 걸어 내 뜻대로

시선은 넘겨 가는 대로

Rover, rover, rover

I'm coming over, over, over

و دنس چالش رو میره و باباش با حالت  « این همه بچه بزرگ کن اونوقت بجا خسته نباشید میاد قر میده» نگاش میکنه:)

پ.ن.1: جدی اتفاق افتاده

پ.ن2: یعنی لایک کریزی میرقصیدم چجوری نگام می‌کرد؟! 🤔 

۳۵۲ ✉

بدون عنوان

ما آدمای افتضاحی هستیم. 

برای بعضیا یه مشت عوضی، ریاکار، دروغگو، حیله‌گر، وحشی، گرگ‌صفت، روباه، کوفت، مرگ و زهرماریم اما برای بعضی دیگه-بخصوص پشت قاب مجازی- فرشته های نازل شده از آسمون هفتم ایم که پیام ویژه ای از خدا براشون داریم:سختی ها میگذره، ادامه بده!!

یه مشت اراجیف و حرف مفت رو عین قرص های مسکن بدون تجویز-که حتی اینها هم بدون نسخه پزشک و عین نقل و نبات مصرف میکنیم- رو به خورد خودمون و بقیه میدیم و انتظار داریم مسیح و مهدی موعود لبخندزنان بگن : این بنده خوب و صبور خداست!!

دروغ رو با واقعیت جوری مخلوط میکنیم، میپزیم و سرو میکنیم که جدا کردن پودر شکر از پودر وانیل راحتتره نسبت به کشف اینکه کدوم قسمت این حرف واقعیت داره؟

خشم رو سرکوب میکنیم، حرف دلمون رو تل انبار میکنیم، در جواب حرف های تو خالی و پوچی که حتی گوینده‌اش هم مطمئن نیست از درست بودنش، مهر تایید میزنیم و آخر... نیمه شب گوشه تخت، پتو رو میکشیم رو سرمون و با بستن چشمامون اخرین دروغ قبل خواب رو به خودمون تحمیل میکنیم.. بخواب درست میشه.. بخواب میگذره.. بخواب شاید فردا دیگه بیدار نشی...

و اما فردا.. تو باز بیداری... بیدار میشی و روتین مسخره هرروز رو انجام میدی.. بیدار میشی و آرزوی مرگ رو تا لحظه خوابیدن تو کوچه پس کوچه های ذهنت گم و گور میکنی... 

۲ ✉

بدون عنوان

جوری که همه درد میکشیم :))))

جوری که تو تنهایی هم جای اونا خودمون ب خودمون رحم نمیکنیم.. 

جوری که منتظریم تغییر کنه و گاهی از امید دست میکشیم

همونجاست که ما... 

که ما؟؟؟... 

۷ ✉

۱۳ ✉

ترجمه اختصاصی شفا از Bite _D.O

...ادامه پست ۳۴ ✉

آشوب١٠〰️

...ادامه پست ۲۳ ✉

طلوع... من شبیه طلوعم؟!

...ادامه پست ۲۲ ✉

Love talk🔞

...ادامه پست ۱۱ ✉
نقطه امن یه آواره
دوست نادیده و ناشناخته
گیج و خسته
نامه هام به دستت رسید؟
طراح قالب : عرفـــ ـــان انرژی میگیریم از بلاگ بیان